مارک تواین:

فرقی میان کسی که کتاب نمی خواند با کسی که نمی تواند بخواند نیست.

مارک تواین:

فرقی میان کسی که کتاب نمی خواند با کسی که نمی تواند بخواند نیست.

بایگانی

۲ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

 آخرین قسمت از  کتاب  « از کتاب» را که قصد دارم بنویسم نکاتی است درباره پرورش عادت کتاب خوانی:

مشخص کنید که کتاب خوانی جایگزین چه کارهایی است

ما معمولا وقتی تصمیم به کار مهمی می گیریم فکر می کنیم بهترین کار این است که آن را جایگزین اوقات و کاری تفریحی کنیم. اما به نظر می رسد این روش درستی نیست چرا که دیر یا زود جای خالی آن اوقات خوش را در روند زندگی خود احساس می کنیم و دلتنگ روزهای خوبی که با کتاب سپری نمی شدند می شویم. ما به بسیاری از این وقت های تلف شده و تفریحی عادت کرده ایم و به سرعت نمی توانیم حذف شان کنیم، ضمن اینکه بسیاری از این وقت هایی که تلف می کنیم ممکن است مفید باشند و تنفسی در لابه لای انبوه کارهای خسته کننده و کسل کننده ی روزانه باشند. تا حد امکان نباید اجازه داد که کتاب خوانی به عنوان قاتل وقت های تلف شده و تفریحی به نظر آید و نباید اجازه داد لذت بخش ترین اوقات پای کتاب خوانی قربانی شوند. اگر عادت به کتاب خوانی تبدیل به جزئی از برنامه فردی شد و شخص از این کار لذت برد آنگاه به تدریج وقت های تلف شده هم کمتر خواهند شد.

از کم شروع کنید

کسانی مانند جیم کالینز و جری پوراس گفته اند که از ویژگی های شرکت های ماندگار هدف گذاری جاه طلبانه است. اگر بپذیریم که هدف گذاری های جاه طلبانه در فضای سازمانی اثربخش اند اما مسلماً در فضای توسعه فردی ممکن است دردسرساز باشند. پژوهش ها نشان می دهند که برای تغییر سبک زندگی اگر اهداف کوچکی برای خود تعیین و به تدریج آن ها را بزرگ تر کنید در مقایسه با کسانی که از ابتدا اهداف بزرگی را برای  خود مشخص می کنند موفق تر خواهند بود.

سعی کنید چند کتاب را بطور موازی پیش ببرید

در نگاه اول به نظر می رسد که برای کتاب خوانی بهتر است یک کتاب را انتخاب کرده و تا تمام نکرده به سراغ کتاب دیگری نرویم. اما به نظر من باید عکس این روش عمل کرد. بسته به وضعیت و توانایی خود می توانید دو تا چهار کتاب را بطور موازی پیش ببرید.

بازخوانی کتاب ها را در برنامه تان بگنجانید

برای من معمولا حدود یک چهارم زمان مطالعه ام به خواندن و مرور کتاب هایی است که قبلا یک یا چند بار آنها را خوانده ام. خواندن مجدد یک متن معمولا ساده تر از خواندن آن در وهله نخست می باشد. دوباره خوانی به ما کمک می کند که در هرم یادگیری بلوم به لایه های بالاتر نزدیک شویم. ُ

با آشنایانی که اهل مطالعه نیستند درباره کتاب حرف نزنید.

کتاب کاغذی یا دیجیتال

شاید بتوان گفت در آینده با رواج بیشتر کتاب های دیجیتال ، تنها کارکردی که برای کتاب های کاغذی باقی بماند هدیه دادن آن باشد، چرا که کتاب دیجیتال از نظر خواندن، یادداشت برداری و علامت گذاری، یادگیری و به خاطر سپاری، امکان جستجو در متن و دسترسی سریع روزمره توانسته و یا خواهد توانست گوی رقابت را از کتاب کاغذی برباید.

 

  • مهرزاد نوشاد
  • ۰
  • ۰

امروز به بررسی جوانب سلول های بنیادی از کتاب  انسان بی نقص از مایکل سندل  می پردازم و به نظر نویسنده  در این مورد اشاره می کنم:

نویسنده می گوید: در مخالفت با بهسازی ژنتیک به علت غلبه تسلط بر احترام مخالفت کردم و توصیه ام این است که دوباره زندگی را یک موهبت بدانیم. ولی این را نیز باید بدانیم تفاوت وجود دارد بین درمان و بهسازی. نیاز به درمان از این واقعیت نتیجه گرفته می شود که دنیا کامل و بی نقص نیست، بلکه همواره نیازمند دخالت انسانی و تعمیر است. همه آنچه که به ما داده شده است خوب نیستند. آبله و مالاریا موهبت نیستند و ریشه کن ساختن آنها کار خوبی است.

شاید دانشمندان به زودی بتوانند سلول های بنیادی را از جنین به دست آورند و از این سلول ها برای مطالعه و درمان بیماری های حاد به کار ببرند. منتقدان اعتراض می کنند که استخراج سلول های بنیادی جنین را نابود می کند و معتقدند که اگر زندگی موهبت است آنگاه پژوهشی که زندگی انسانی در حال تولد را نابود کند حتماً باید نفی شود. در ادامه از پژوهش سلول های بنیادی جنینی دفاع می کنم.

دو سوال عمده در ابتدا نمایان می شود: اول اینکه آیا می توان اجازه پژوهش سلول های بنیادی را داد؟ و دوم اینکه آیا تفاوتی می کند که این سلول های بنیادی از جنین های باقی مانده از درمان های ناباروری انجام گیرد یا از جنین های تراریخته سازی شده ای که برای پژوهش تولید می شوند؟

برخی با این استدلال که جنین نیز یک انسان است با تراریخته سازی پژوهشی مخالف اند. آنها می گویند هرگونه پژوهش جنینی سلول های بنیادی غیر اخلاقی است چونکه به معنای کشتن یک فرد برای درمان بیماری های فرد دیگری است.

برخی از مخالفان کاملاً مخالف این موضوع نیستند آنها به شرطی که پژوهش های جنینی از جنین های اضافی کلینیک های ناباروری استفاده شوند موافق هستند چرا که وقتی به هرحال جنین های اضافی دور ریخته می شوند چرا نتوان از آنها برای کارهای پژوهشی استفاده کرد؟

بررسی های بیشتر نشان می دهد که مخالفت این افراد به جا نیست. اگر تولید و فدا کردن جنین برای درمان یا معالجه بیماری های ویرانگر غیر اخلاقی باشد چرا به تولید و دور ریختن جنین در فرآیند درمان ناباروری نمی توان اعتراض کرد؟ اگر تولید و فدا کردن جنین ها در درمان ناباروری از نظر اخلاقی پذیرفتنی است چرا تولید و فدا کردن جنین برای پژوهش های سلول های بنیادی پذیرفتنی نیست؟

مخالفین ممکن است بگویند پزشک متخصص باروری که جنین اضافی را تولید می کند نمی داند که در نهایت کدام جنین ها دور ریخته می شوند و خواستار مرگ هیچکدام از آنها نیست. ولی دانشمندی که عمداً جنینی را برای پژوهش سلول های بنیادی تولید می کند می داند که جنین در نهایت خواهد مرد چون برای اجرای پژوهش جنین باید نابود شود. این استدلال نیز به دو دلیل قانع کننده نیست: اول اینکه درست است که نابود سازی جنین یکی از پیامدهای پیش بینی پذیر پژوهش سلول های بنیادی است ولی هدف آن درمان بیماری است. دوم اینکه این یک واقعیت است باروری آزمایشگاهی به صورتی که در ایالت متحده آمریکا انجام می شود ده ها هزار جنین اضافی تولید می کند که سرنوشتشان نابودی است.

  • مهرزاد نوشاد