امروز می خوام به دو موضوع از کتاب « از کتاب» اشاره کنم یکی اینکه آیا تند خوانی یک مزیت است؟ دیگری اینکه آیا کتاب خوانی گروهی می تواند مفید باشد و شامل چه آدابی می باشد؟
تند خوانی یا کند خوانی
تا همین اواخر به ندرت بتوان نویسنده یا دانشمندی یافت که به تند خوانی افتخار کند. ما در عصری زندگی می کنیم که سریعتر بودن حتی اگر فضیلت محسوب نگردد حداقل صفتی مثبت محسوب شده است. تند خوانی میوه عصر ماست. نیچه با افتخار خود را معلم کند خوانی معرفی می کرد و می گفت نه تنها در خواندن که در نوشتن نیز آهسته پیش می رود.
ابتدا لازم است به دو اصطلاح فرآیند( process) و فعالیت (Activity) اشاره شود.
فرایند مسیر و مراحل مشخص و ورودی و خروجی های معلومی دارد. هیچ فرایندی به خودی خود اصالت ندارد. اگر دکمه ای اختراع می شد که جایگزین فرایند می شد کسی در استفاده کردن از آن تردید نمی کرد. اما فعالیت ها در ذات خود دارای معنی هستند. اگر به غواصی بگویید که دکمه ای وجود دارد که با زدن آن احساس غواصی خواهید داشت از پیشنهاد شما استقبال نخواهد کرد چراکه غواصی فعالیت است نه فرایند. کسانی که تند خوانی را پیشنهاد می دهند در اصل کتاب خوانی را از جنس فرایند می بینند نه فعالیتی که در ذات خود دارای ارزش است. به نظر آنها بین پخت ده نان و خواندن ده صفحه کتاب، تفاوتی نیست و بهتر است که هر دو سریعتر انجام شوند.
خواندن در ذات خود نوعی تند خوانی است. اینکه نویسندهای چندین سال تحقیق کرده و نتیجه کارش کتابی شده که ما در بیست یا سی ساعت می خوانیم ذاتاً یعنی تند خوانی و به همین علت ما هرگز در جایگاه نویسنده با مطالب کتاب درگیر می شویم. حال چرا باید ما این کار را پرشتاب تر بخوانیم؟
وودی آلن جایی به شوخی گفته است: « من در یک دوره تند خوانی شرکت کردم و کتاب جنگ و صلح را در بیست دقیقه خواندم. این طور که فهمیدم درباره روسیه بود.»
به تجربه دریافته ام که تند خوانی تنها جایی به درد می خورد که خواندن و نخواندن متن هیچ تفاوتی نمی کند و در چنین وضعیتی هم من ترجیح می دهم که وقتم به خواندن آن متن با سرعت بالا نگذرد.
کتاب خوانی گروهی
مزیت کتاب خوانی گروهی این است که نمی توانیم به سادگی از زیر بار خواندن شانه خالی کنیم. این جلسات ممکن است ما را ترغیب به خواندن کتاب هایی کنند که در شرایط عادی موفق به خواندن آن ها نمی شدیم. کتاب خوانی گروهی می تواند بستر مناسبی برای عبور از سطح اول یادگیری در مدل بلوم باشد. برای اجرای هرچه بهتر آن می توان به این توصیه ها نیز توجه کرد:
1)) برای گروه خود قوانین مشخص بگذارید و به آن ها نیز متعهد باشید. در صورت عدم تعیین قوانین مشخص احتمال اینکه گروه فرسوده و از هم پاشیده شود زیاد است.
2)) برای تعداد اعضای گروه سقف تعیین کنید و همچنین برای تهیه فهرست کتاب ها روشی مشخصی داشته باشید. ممکن است از اعضای گروه بخواهید که چند کتاب مشخص پیشنهاد دهند و برآیند پیشنهاد ها را به عنوان کتاب های مدنظر انتخاب کنید و صرفا کتاب هایی را در لیست نهایی بگذارید که هیچ مخالفی نداشته باشد و هیچ کس وتو نکرده باشد.
3)) تکلیف کسانی که قبل از جلسه مطالعه نداشته اند مشخص کنید. یکی از کلیشهای ترین جملات در اینگونه مواقع این است که :« متاسفانه این هفته نتوانستم کتاب را بخوانم ولی چند مطلب به خاطرم رسید که ...»
4)) اگر کسی به شخص غالب گروه تبدیل شد باید منتظر باشید که دیر یا زود گروه به مسیر از هم گسیختگی پیش برود و یا چند نفر از اعضا گروه را ترک کنند.
5)) برای آوردن مهمان قانون داشته باشید.
6)) از اظهار نظرهای کوتاه پرهیز کنید.
7)) در جلسات پذیرایی را محدود کنید.