مارک تواین:

فرقی میان کسی که کتاب نمی خواند با کسی که نمی تواند بخواند نیست.

مارک تواین:

فرقی میان کسی که کتاب نمی خواند با کسی که نمی تواند بخواند نیست.

۲ مطلب در مهر ۱۴۰۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

سبک بازگشت

امروز می خواهم اشاره ای به سبک بازگشت در ادبیات از کتاب « ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما»  داشته باشم:

سبک هندی به علت اغراق و زیاده روی شاعران، کم کم چنان شد که درک آن حتی برای اهل فن نیز دشوار شد تا چه رسد به خوانندگان عادی؛ به این دلیل واکنشی برانگیخته شد و گروهی از شاعران با این سبک به مخالفت برخواستند. این جنبش با توجه به اینکه حد کمال هنری را در دیوان شاعران بزرگ در دوره های گذشته می دیدند مدعی اند که باید به اصول آن شاعران بازگشت و در کتاب های ادبی مکتب بازگشت نام گرفت و مقارن با دوره پس از صفویه می باشد.

جنبش بازگشت را نمی توان مکتب نام نهاد چرا که به هیچ وجه چیز جدیدی عرضه نکرد بلکه سیری قهقرایی به گذشته بود.

شعر فارسی دوران زندیه و قاجاریه چنان است که اگر از زبان فارسی زدوده شود چیزی از دست نمی رود زیرا نسخه اصلی آن در دیوان شاعرانی چون سعدی، منوچهری، عنصری و امیر معزی قابل دریافت بود.

از جمله شاعران این دوره می توان به هاتف اصفهانی، قاآنی شیرازی، یغمای جندقی، وصال شیرازی، محمود خان صبا و در اواخر این دوره دو چهره برجسته قائم مقام فراهانی و فتح اله خان شیبانی اشاره کرد.

تنها شاعر دوره قاجار که شخصیتی ممتاز از دیگران دارد قاآنی شیرازی است. معاصرانش او را از جمله بزرگ ترین شاعران تاریخ ادبیات فارسی می دانستند. وی توانست در زمینه قالب شعر فارسی دگرگونی محدودی پدید آورد. ظاهراً قاآنی زبان فرانسوی را نیز می دانست. وی کتابی به تقلید از گلستان سعدی به نام پریشان دارد.

شاعر دیگری که در کنار قاآنی سزاوار یادآوری است یغمای جندقی است و شاید بتوان او را واپسین طنز پرداز بزرگ در تاریخ شعر کلاسیک فارسی محسوب کرد. طنز یغما اصولا بر پایه کلمات و اصطلاحات رکیک و هرزه بنا شده است متضمن اشاراتی به انحرافات جنسی است و از این حیث ادامه شعر شاعرانی از جمله سوزنی سمرقندی است.

قائم مقام فراهانی با تخلص ثنائی- در عرصه سیاست از جمله وزیران سرافراز و فداکار ایران در اعصار اخیر بوده است و بر اثر دسیسه رقیبان سیاسی به دستور محمد شاه در باغ نگارستان خفه اش کردند. از زمان گلستان سعدی تاکنون ما نثری به زیبایی منشات قائم مقام نداشته ایم. در آفاق شعر نیز باید قائم مقام را نخستین بارقه اصلاح محسوب کرد.

ایرج میرزا مشهورترین اثر خود، عارفنامه را به پیروی از جلایرنامه قائم مقام سروده است.

پس از قائم مقام فتح اله شیبانی در شعر مقامی مهم دارد.

  • مهرزاد نوشاد
  • ۰
  • ۰

امروز مجدداً می خواهم اشاره ای کنم به کتاب « ادبیات فارسی از عصر جامی تا روزگار ما» ونگاهی به سبک وقوع و سبک هندی داشته باشم:

سبک وقوع

شاعران دریافتند که در فاصله حافظ تا جامی شعر فارسی کاری جز تکرار نکرده است و  شاعران جز شرح و بازگویی سروده های پیشینیان کاری نمی کردند. هدف سبک وقوع چنین گزارش شده است: باید شعر به زندگی روزانه نزدیک گردد و از عشق عام و معشوق عام و هرچه مطلق است روی برگردانیم. شاعران مشهور این سبک بیشتر تحت تاثیر عشق خاکی و مادی بودند و گاهی عشق در شعر این دوره جنبه انحرافی می یابد.

شاعران برجسته این سبک عبارتند از : وحشی بافقی، محتشم کاشانی، لسانی شیرازی

سبک هندی

مکتب وقوع در حوزه محدود غزل گامی به پیش بود اما نکته این است که نوآوری ادبی باید در تمام عناصر شعر ( احساس و عاطفه ، صور و خیال، زبان و موسیقی شعر ) آغاز شود و به قالبی ویژه همچون غزل محدود نباشد و به قالب های دیگر شعری نیز تسری یابد؛ کوشش هایی از این دست در سبک هندی به بار نشست.

چهره های برجسته این سبک عبارتند از : صائب تبریزی، حزین لاهیجی، بیدل دهلوی، غالب دهلوی، عرفی شیرازی، واعظ قزوینی.

در حقیقت سبک هندی شامل دو شاخه ایرانی و هندی است. صائب نماینده تمام عیار شاخه ایرانی و بیدل نماینده تمام عیار شاخه هندی است.

در شعر سبک هندی شعر با بیت مترادف است در حالی که در سایر سبک ها شعر یعنی غزل ، رباعی، قصیده، مثنوی و مانند اینها.

در شعر سبک هندی گاه در بیت نخست یک غزل اندیشه ای عرضه می گردد و بی درنگ در بیت بعدی نقض می شود. علت آنست که آنچه شاعران این عصر می خواهند چگونه گفت است نه چه گفتن.

دربار هند حامی عمده زبان و ادب فارسی بوده است. خدمتی که دربار هند به شعر و نثر فارسی بارها بیش از خدمتی است که دربار اصفهان به آن داشته است. صفویان به طور کلی به شعر و ادبیات بی توجه بودند.

برآمدن دودمان صفوی ( 905-1135 هجری قمری) را باید از جمله مهم  ترین رویداد های تاریخ چند هزار ساله ایران دانست. شاید حکومت صفوی بتواند بزرگ ترین حکومت ایرانی پس از اسلام به شمار آید. صفویان مذهب شیعه را که از روزگاران قدیم در ایران رایج بود و در برخی نقاط مذهب اکثریت بود رسمیت دادند.

شاه اسماعیل خود به ترکی شعر می گفت و دیوان شعری از وی نیز باقی مانده است.

  • مهرزاد نوشاد